ذبيح الله صفا
1655
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
طرف شاه طاهر دكنى با هديههاى بسيار كه بهزار تومان برمىآمد ، بسفارت به خدمت شاه تهماسب صفوى گسيل شد و در ماه رجب آن سال به شهر رى رسيد و چون در اين هنگام شاه تهماسب در فيروز كوه توقف داشت رسالت خود را به اطلاع رسانيد و دستور داده شد كه از رى بقزوين رود و او به آنجا رفت و يك ماه دنبالتر بحضور پذيرفته شد و هديهها و رسالت خود را چه از جانب نظامشاه و چه از طرف شاه طاهر به خدمت شاه تهماسب برگزارد و بدين ترتيب عنوان « ايلچى نظامشاه » براى او بر سر زبانها افتاد و بماند . ايلچى نظامشاه پس از گزاردن رسالت يك سال و نيم در خدمت شاه تهماسب ماند و در ركابش بگرجستان و شروان رفت و خود نيز سفرهايى در ناحيتهاى ايران و از آن جمله بگيلان و مازندران كرد و تا سال 971 ه در ايران و سرگرم تأليف كتاب خود بود و چون بهند بازگشت بدربار قطبشاهيان گلكنده ( غلكنده ) پيوست و در خدمت ابراهيم قطبشاه ( 957 - 989 ه ) درآمد و همانجا ماند و كتاب خود معروف بتاريخ ايلچى نظامشاه را كه تا آخرهاى زندگانى سرگرم فراهم آوردن آن بود بنام پادشاه ياد شده درآورد تا در 25 ذو القعدهء سال 972 درگذشت . تاريخ ايلچى نظامشاه كتابى مشروح و بزرگست كه با مراجعه بمأخذهاى مختلف بنگارش درآمده و چنان كه مؤلف خود گفته « از مطالعهء تاريخ طبرى و جوامع الحكايات و جامع التواريخ جلالى و مجمع الروايات و مختصر بيضاوى و قصص الانبيا و عيون التواريخ و روضة الشهدا و عمدة الطالب و فصول المهمه و بحر مناقب و كشف الغمه و از كتاب معجم فى الاخبار حالاتى چند بوضوح انجاميد و از بدايع وقايع انبيا عليهم السلام تحقيق گرديد و از جلد ثالث روضة الصفا كه بسلامت الفاظ آراسته و پيراسته است انتخابى نمود و از لب التواريخ و واقعات شيخ زين بعض حكايات در حيز بيان آورد . . . » و علاوه برين در بسى از جايها از تاريخ گزيده و ظفرنامه و حبيب السير و نسخ جهانآرا استفاده كرده و اسم برده است ، و چنان كه از طرح عمومى كتاب كه